تبلیغات
بشرویه؛دیروز،امروز،فردا - امیرکبیر(1186-1230)
 
بشرویه؛دیروز،امروز،فردا
زیباگلیست بشرویه بر دامن کویر
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : سرخ زبان
شنبه 1393/10/20 :: نویسنده : سرخ زبان

11

« محمد تقی » سینی شربت را برداشت و به باغ رفت. فرزندان قائم مقام فراهانی- علی و  محمد- و برادرزاده اش- اسحاق- در كنار استاد مكتبخانه ایستاده بودند. قرار بود قائم مقام از فرزندانش امتحان بگیرد تا ببیند چقدر در مكتبخانه تعلیم دیده اند. وقتی او یكی دو سؤال كرد، آن ها نتوانستند جواب درست بدهند. قائم مقام، سگرمه هایش در هم رفت. محمد تقی كه گوشه ای ایستاده بود تا ظرف ها را ببرد، جلو آمد و پرسید؟ اجازه هست من جواب بدهم : قائم مقام با ناباوری به او نگریست و گفت : اگر می دانی بگو و محمد تقی، پاسخ سؤال ها راگفت. دهان قائم مقام از تعجب باز ماند. بی درنگ پرسید؟ بگو ببینم این ها را از كجا یاد گرفته ای

وقتی برای شاگردان مكتبخانه غذا می برم، از زبان استاد می شنوم.

آفرین! آفرین پسر كربلایی محمد قربان!

قائم مقام، رو به پیشكار خود گرد و گفت به این پسر باهوش، چند سكه طلا هدیه بدهید محمد تقی با بغض گفت من هدیه نمی خواهم، فقط می خواهم اجازه بدهید در مكتبخانه درس بخوانم . قائم مقام كمی به فكر فرو رفت و بعد گفت:

«. تو لیاقت داری، از فردا هم می توانی به مكتبخانه بروی » :

اشك شوق در چشم های محمدتقی درخشید و با خوشحالی تا انتهای باغ دوید.


 

خامه در كف می لرزد و از فرط غم می شكافد وقتی سرگذشت میرزا محمدتقی خان فراهانی (امیركبیر) را می نویسد. این ستاره پرفروغ تنها به مدت 39ماه ( 3سال و 3ماه) در آسمان ظلمانی و تاریك ایران درخشید. امیر در خانه قائم مقام تربیت شده بود و در جوانی توانست سمت منشی گری قائم مقام را به دست آورد. وی از كودكی چنان اوج گرفت كه قائم مقام در موردش نوشت:

حقیقت، من به كربلایی قربان [پدر میرزا تقی خان] حسد بردم و بر پسرش می ترسم ... این پسر خیلی ترقیات دارد و قوانین بزرگ به روزگار می گذارد، باش تا صبح دولتش بدمد.

پس از مرگ محمد شاه قاجار، میرزا تقی خان، لقب امیركبیر را دریافت نمود.دلیل این انتصاب، حسن انجام وظیفه او در رساندن ناصرالدین شاه شانزده ساله به تخت پادشاهی بود. باید گفت كه وضع خزانه دولتی به قدری خراب بود كه امیر برای تأمین هزینه سفر ناصرالدین شاه از تبریز به تهران مجبور شد ازبازرگانان تبریز و یك تاجر یونانی قرض بگیرد. بعد از صدارت، یكی از اقدامات مهم امیر گرفتن مالیات های عقب افتاده از حكام ولایت بود كه با استفاده از هرج و مرج دوره گذشته مالیات خود را نپرداخته بودند .
امیر صدارت چند روستا و قبیله و ایل را عهده دار شد كه دارای مردمی با فرهنگ انسان های غارنشین بودند. زمانی كه امیركبیر وارد كاخ گلستان شد، تعدادی از رجال با دستور سفارت انگلیس و تمام گله داران ایل قاجار در اندرونی در حال تقسیم شكمبه به جا مانده از ایران گرگ دریده بودند. شاه شانزده ساله با تربیتی ایلاتی فقط در پی تعیش بود. اهل علم و صنعت وجود خارجی نداشت. زارع از ظلم خان به ستوه آمده و خان از ظلم خان خانان جرأت فعالیت اقتصادی نداشت. بر اثر فشارهای یك سده اخیر، بیشتر تجار تحت الحمایه سفارتخانه های خارجی شده بودند. از مردم نه پوست مانده بوده و نه گوشت. شعرا و ادبا در فقر و مسكنت و گدایی بودند. علوم روز عبارت بود از جن گیری، دعانویسی، آداب طهارت، مارنویسی و ...، این ایران بود (این ایام همزمان با ظهور ادیسون، اسپنسر، ماركس، اگوست كنت، نیچه، بنز، ولتر، روسو، هگل و كانت در غرب بود!). در رساله شیخ و شوخ كه مربوط به دوره قاجار است آمده است كه تحصیل كردگان ایرانی دانش فرنگی را طوطی وار آموخته اند و به همین جهت ما صنعتگر نداریم كه بتواند راه آهن احداث كند، حتی چراغ گاز و ضرابخانه به دست فرنگی اداره می شود . وقتی مأمور كمیسیون سرحدی ایران و عثمانی تقاضای اعزام یك مهندس ایرانی یا فرنگی كه زبان فرانسه بداند كرد، امیر به او نوشت شما خودتان می دانید كه از اهل ایران چنین آدم قابل نداریم، و اسلاف ما هم برای این طور خدمات كسی را تربیت نكرده اند باز زمانی برای همان كمیسیون كسی را خواسته بودند كه امیر در جواب نوشت هر چه فكر كردم در اینجا همچو آدمی بهم نمی رسد كه روانه نمایم. خود آن عالیجاه در آنجا جستجو نمایید. یك نفر آدم حلال زاده كه صرفه این دولت را از دست ندهد و امین "پیدا كرده"، قرار مواجبش داده می شود. معلوم می شود كه امیر كار را به دست هر كس كه می داده یا كاردان نبوده یا دزد حرامزاده بوده و منافع ایران را با مختصر رشوه می فروخته است. امیر در جایی می نویسد در ملت ایران نشانه ای از وطن پرستی  یا ملیت به جای نمانده، قدرت دین هم كه تا امروز جای ملیت را گرفته بود، رو به سستی نهاده... در عین حال ایرانیان اشتیاق غریبی پیدا كرده اند كه خود را به دولت های اجنبی نزدیك گردانند نخست وزیر سیاه بخت ما هوشمند درشت و تنومند، خوش قیافه، با سیمایی گشاده و اهل ورزش و كشتی گیر بود، بسیار باهوش بود. رفتاری متین و سنگین و چشمانی نافذ داشت، زمانی كه امیر نظام بود سربازان جرات نگاه كردن در چشم او را نداشتند. مناعت طبع داشت و خودپسند نبود. حق شناس و نمك شناس بود. بسیار پركار بود. به همان اندازه پركار بود كه غیرت مسئولیت داشت، روزها و هفته ها می گذشت كه از بام تا شام كار می كرد و نصیب خود را همان وظیفه مقدس می دانست و دشواری ها و نیرنگ ها نیز او را از كار سست و دلسرد نمی كرد. امیر نامجو و شهرت خواه نبود؛ در سرتاسر روزنامه وقایع اتفاقیه در زمان صدارتش، از تجلیل وی خبری نیست، فقط چهار جا اسمش آمده است و آن هم به حكم ضرورت. امیر چاپلوس ها را از خود دور می كرد حتی زمانی قاآنی شیرازی، شعری بلند در وصف او سرود اما وی با عصبانیت او را اخراج كرد ولی چون قاآنی به زبان فرانسوی آشنایی داشت به او دستور داد كه كتابی در زمینه كشاورزی ترجمه نماید و حقوق دریافت كند.
میرزا حسن خان اعتمادالسلطنه مؤلف صدرالتواریخ و فرزند حاج علی خان قاتل امیركبیر می نویسد در عهد امیر چنان نظمی به كار بود كه گرگان را از گوسفندان هراس بود و جمیع رعایا به بودن امیر راضی بودند ولی اعیان مملكت چون مجال تعدی و خودسری نداشتند به عزل او كوشش نمودند و به مقصد رسیدند و آخر همه پشیمان شده، قدر و مرتبه امیر را شناختند كه بقا و دوام او باعث نظام ملك و ملت بود
واتسون- نویسنده انگلیسی و كارمند سفارت انگلیس- می گوید امیر نظام به آسانی به كسی قول نمی دهد. اما هر آینه انجام كاری را وعده می كند، باید به سخنش اعتماد نمود و انجام آن كار را متحقق شمرد. و   در نظر ایرانیان  فوق العاده ترین و حتی شگفت انگیزترین جنبه اخلاقی امیر همان فسادناپذیری مطلق وی بود. در میان همه رجال اخیر مشرق زمین و زمامداران ایران كه نامشان ثبت تاریخ جدید است، میرزا تقی خان امیر نظام بی همتاست.
دیوجانوس، روز روشن با چراغ در پی او می گشت. به حقیقت سزاوار است كه  به عنوان اشرف مخلوقات به شمار آید. بزرگوار مردی بود. در موردی كه نماینده انگلیس خواست رأی امیر را عوض كند، خود اعتراف دارد كه
سعی من و كوشش نماینده روسیه، و تلاش مشترك ما همه باطل است. كسی .. نمی تواند میرزا تقی خان را از تصمیمش باز دارد دربرهان استقلال فكر او همین بس كه در كنفرانس« ارزنة الروم »بارها دستور حاجی میرزا آقاسی را كه به مصلحت دولت نمی دانست، زیر پا نهاد.

كلنل شیل، وزیر مختارانگلیس و دشمن خونی امیر، درباره وی نوشته پول دوستی كه خوی ایرانیان است در وجود امیر بی اثراست، به رشوه و عشوه كسی فریفته نمی شود پول هایی را كه جهت رشوه به وی دادند و نپذیرفت، خرج كشتنش كردند.

دكتر پولاك اتریشی  پزشك ناصرالدین شاه و استاد دارالفنون  در حق او گفت :میرزا تقی خان مظهر وطن پرستی است كه در ایران اصل مجهولی است و شیل می گفت: امیر جز نیكبختی وطنش چیزی نمی خواهد .

چهره امیركبیر در تاریخ ایران آن قدر درخشان است كه حتی ناصرالدین شاه بارها از قتل وی اظهار پشیمانی كرد و به تحسر قتل او دوشنبه ها را تعطیل قرار داد. وی به فرزندش مظفرالدین شاه نوشت: قدر نوكر خوب را بدان. من چهل سال است بعد از امیر، خواستم از چوب آدم بتراشم و نتوانستم
و در سال 1302 قمری در پاسخ به نامه انتقاد آمیز آصف الدوله حاكم خراسان نوشت آصف الدوله، ما حالا تازه كار نیستیم كه از بعضی عرایض و حرف های نوكری دولت خواه مثل شما رنجش حاصل كنیم. می دانیم كه همه از روی صحت و شفقت دولت و نظم مملكت است. اگر اول دولت تجربه حالا را داشتیم، هرگز میرزا تقی خان امیر نظام عزل نمی شد، بلكه الی حال زنده بود و خدمت می كرد.
سفیر انگلیس می گوید:روزی سواره در خیابان تهران می گذشتم، دیدم امیر با كوكبه جلالش می گذرد. پیاده شدم. امیر ملتفت شد. ایستاد تا به او رسیدم. با یكدیگر به بازدید قراول خانه ها رفتیم. دیدم بالای هر قراول خانه پرچم ایران است. پرسیدم: مگر اینجا تهران و مركز ایران نیست؟ گفت: چرا. گفتم: برای نشان دولت یك بیرق كافی است؛ این همه بیرق از چیست؟ گفت: آن قدر بیرق از ایران بلند كنم كه بیرق شما در آن میان گم شود. دیدم عجب كلّه غیور و بلند همتی دارد.
امیر دارالفنون را تأسیس نمود كه در واقع اولین كالج ایران بود (دارالفنون ترجمه پلی تكنیك است). در پشت دارالفنون كارخانه شمع كافوری و آزمایشگاه فیزیك و شیمی و داروسازی برپا نموده بودند. كتابخانه و سفره خانه ای هم ضمیمه آن بود و چاپخانه ای هم داشت كه كتب اساتید را چاپ می كرد. افسوس كه یك روزپس از عزل امیر، معلمان فرنگی دارالفنون وارد تهران شدند.

برافراشتن بیرق ایران در ممالك خارجه، حذف القاب و عناوین، حقوق اجتماعی برابر برای اقلیت های مذهبی، الغاء شكنجه، قطع و یا كسر مستمری روحانیون، خدمات عمومی و آبله كوبی و بهداشت و تأسیس مریضخانه (كه امكان معالجه400 بیمار را داشت و دارای 2 داروخانه هم بود)، ارتقاء بهداشت (برای جلوگیری از گل و لای امر شد كه تدریجاً تمام كوچه ها را سنگفرش نمایند و همچنین راه های سرایت امراض و روش های جلوگیری از آن ها و مضرات ریختن زباله در نهرها را در روزنامه برای مردم شرح دهند و برای جلوگیری از شیوع وبا در نواحی مرزی اقدام به قرنطینه نمایند)، كوتاه كردن دست دولتیان از سر مردم، نظافت شهر، جمع آوری گدایان، تأمین خدمات شهری، حفظ آثار باستانی، تنظیم امور واردات و صادرات، درست كردن گذرنامه، بركناری قضات نالایق، استفاده از كار كارشناسی، تهیه نقشه جهان و ایران و در دسترس قرار دادن آن، ترجمه كتب (از جمله شرح احوال ناپلئون)، برگزاری امتحان برای تعیین صلاحیت اطباء، واداشتن مردم به كار و تلاش، تعیین حقوق ثابت برای مأموران دولتی، ضبط زمین زمین دارانی كه حق دیوان را نمی دادند، احداث سد ناصری (بر كرخه) و سد گرگان و پل شوشتر و پل دلاك و آوردن آب رود كرج به تهران برای رفع كمبود آب تهران، احداث بازارها و سراهای تجاری، ساختن محلی برای توپ توپچیان به نام میدان توپخانه، تأسیس كارخانه های مختلفی چون شكرسازی، بلورسازی، چلواربافی و ماهوت بافی، رواج كشت پنبه و نیشكر، ختم غائله خراسان و قلع و قمع كردن حسین خان سالار و پیروان میرزا علی محمد شیرازی و بابیه 1 و ختم غائله مازندران از سایر اقدامات امیر بودند. امیر شخصی را مأمور كرد تا نقوش و حجاری های تخت جمشید را ثبت كند و به تهران بیاورد و به نظر می رسد كه در فكر اقدامی برای حفاظت و نگهداری از تخت جمشید بوده است.
امیر رسم قمه كشی و لوطی بازی و عرق خوردن و عربده كشیدن را از شهرها جمع كرد و امنیت شهرها را از هر جهت تأمین كرد. وی حمل اسلحه سرد و گرم را ممنوع كرد. بد نیست كه این نظم را با وضعیت زمان حاج میرزا آقاسی مقایسه كنید كه از دست گاومیش او كه در شهر ول می گشت و به مغازه ها می رفت و كثیری شیرینی می خورد و حلواجات را می ریخت  ارزاق را می خورد وامان نبود، چه رسد به سربازان كه شبانه، خانه ها را می زدند.

امیر شخصا مردی متشرع و عامل به احكام و ملتزم به مستحبات بود اما از تعصب آزاد بود و زهد خشك را استهزاء می كرد. وی نسبت به روحانیون واقعی با احترام برخورد می كرد ولی اصلاحات مذهبی و اجتماعی او مثل لغو بست نشینی و منع قمه زنی واصلاح امور روضه خوانی  باعث شد كه پاره ای از ملایان به شدت با او مخالفت و مشكل ایجاد كنند.

امیر در انتظام سیستم جاسوسی و اطلاعاتی تلاش قابل توجهی كرد. وی افرادی امین و راستگو را به عنوان « منهیان » سیستم اطلاعاتی خود به كار گمارده بود و این افراد در مأموریت های محوله بسیار موفق بودند. شیل با صراحت در نامه ای به وزارت امورآشكار است كه امیر جاسوسانی گمارده كه نام همه افرادی كه پا به این سفارت می گذارند را به او خبر می دهند .امیر در سفارت روس هم خفیه نویسانی داشت. سفیر روس بارها بعد از تفحص دقیق اطاق های سفارت، اعضاء معتمد خود را جمع كرده و صحبت می نمود اما روز بعد امیر نسبت به صحبت های وی كه در داخل درهای بسته سفارت انجام شده بود واكنش نشان می داد، به حدی كه برخی اعضای سفارت به اینكه امیر با اجنه ارتباط دارد اعتقاد یافته بودند.روزی یكی از خفیه نویسان امیر كه در خدمت سفارت روس بود به اطلاع وی رساند كه امام جمعه تهران، میرزا ابوالقاسم، یك انفیه دان جواهرنشان كه روی آن صورت امپراتور روس نقش شده بود به اضافه هدایای دیگر از سفیر روس دریافت داشته است. روز بعد فرستاده امیر به خانه امام جمعه رفت و او را مورد بازخواست قرار داد و از اینكه قبول هدایا را به اطلاع دولت و شاه نرسانیده است وی را سرزنش و تقبیح كرد و تهدید به مجازات نمود.همچنین، بعد از اعدام پیشوایان بابیه، پیروان آنان تصمیم داشتند كه طی یك اقدام تروریستی، امیر، شاه و امام جمعه تهران را به قتل برسانند كه جاسوسان امیر در این فرقه موضوع را به امیر اطلاع دادند. ولی جامعه آن روز با آن بافت اجتماعی تحمل طرز تفكر و عملكرد امیر را نداشت. همان گونه كه قائم مقام و مصدق را نیز تحمل نكرد؛ و در نتیجه در« تمامی كار » آن بزرگ كوشید. مردم ایران امیر را بر سركار نیاورده بودند، به همین جهت از او حمایتی نیز نمی كردند و اصلا این گونه مسائل كه حاكمیت را از آن خود دانستن و در كار آن نظارت دائم داشتن در این سرزمین ناشناخته بود.
امیر در روزهای آخر عمر به ناصرالدین شاه نوشت چند کلمه عرض دارم برای آن است كه هرزگی و نمامی و شیطنت اهل این ملك را می شناسم. از این رشته كه بدست آن ها افتاده دست نمی كشند و طوری خواهند كرد كه این كار منظم را كه كل دنیا از شدت حسد به مقام پریشانی برآمدند، بالمره  خراب و ضایع و همچنین كه این غلام را خراب كردند، هم جمیع كارهای پخته را خام نمایندو آنچه او گفت درست از آب در آمد. امیر به كاشان تبعید شد و طبق معمول به خانه وی ریختند و هر آنچه بود تصرف كردند و چهل روز بعد وی را به قتل رساندند. فریدون آدمیت از قول دكتر خلیل ثقفی (اعلم الدوله) به نقل از عزت الدوله خواهر ناصرالدین شاه و همسر امیركبیر، تصویر هولناك مرگ افسانه ای امیر را - كه در آن به وی نه اجازه وصیت داده شد و نه اجازه خداحافظی با خانواده ارائه می دهد : فراش باشی با مأموران خود وارد حمام گشتند، دیدند خواجه حرمسرا مشغول جمع آوری لباس های امیركبیر است. اعتمادالسلطنه یكی از كسان را بر سر او گماشت كه از آنجا بیرون نرود. سپس پشت در دیگر حمام را سنگچین كرد كه كسی از آن راه داخل نگردد. آنان وارد صحن حمام شدند. فراش باشی فرمان شاه را ارائه داد. امیركبیر خواست كه عزت الدوله (همسرش و خواهرناصرالدین شاه) را ملاقات كند یا پیغامی برای او بفرستد و وصیت بكند، اما اعتمادالسلطنه اجازه نداد. پس امیركبیر به دلاك دستور داد رگ های هر دو بازویش را بزند، و دو كف دستش را روی زمین نهاد در حالی كه خون از بازوانش فوران داشت. در این وقت میرغضب به امر فراش باشی با چكمه لگدی به میان دو كتف امیركبیر نواخت. چون امیر در غلتید، دستمالی را لوله كرده به حلق وی فرو برد و گلویش را فشرد تا جان داد. بلند شد، گفت: دیگر كاری نداریم. از حمام بیرون آمدند و با اسب های تندرو به تهران بازگشتند جسد امیر را ابتدا در گورستان كاشان دفن و سپس با پافشاری همسرش عزت الدوله به كربلا حمل و در اطاقی كه در آن به سوی صحن امام حسین (ع) باز می شود به خاك سپردند. در دوران قاجار رسم بود كه جنازه را مدتی در سرداب هایی مخصوص اصطلاحا به امانت می گذاشتند تا رطوبت آن گرفته شود و سپس آن را به عتبات عالیات حمل می كردند كه نحوه دفن امیر چنین بوده است. در آن زمان روزنامه وقایع اتفاقیه علت مرگ امیر را سكته اعلام كرد.
پس از قتل فجیع امیر، عزت الدوله كه هنوز در مرگ شوهر سیاه پوش بود، به فرمان مادر - كه ازابتدا با ازدواج دخترش با یك آشپززاده مخالف بود- ابتدا با میرزا كاظم خان (پسر میرزا آقاخان نوری جانشین امیر) و سپس با شیرخان اعتضادالدوله وبعد از آن با یحیی خان مشیرالدوله ازدواج نمود. عزت الدوله در اواخر عمر می گفت :یك موی  گندیده آن بچه آشپز، می ارزید به تمام هیكل این بچه اعیان ها.
میرزا آقاخان پس از رسیدن به صدارت دستور داد كه كتاب هایی كه به دستورامیر ترجمه شده بود را بسوزانند و به جهت آنكه برای مردم فرق اوضاع اروپا و اوضاع ایران درست معلوم نشود حتی سفرنامه سفیر ایران در روسیه را تكثیر نكنند.
علی رضاقلی می نویسد:
آنچه حداقل از تاریخ دویست ساله اخیر ایران بر می آید این است كه ایرانیان با حركت های سازنده قائم مقام و میرزا تقی خان و دكتر مصدق سر ناسازگاری نداشتند بلكه به آنان علاقه مند هم بودند و تا به امروز گرامی شان داشته اند لیك حیات جمعی ایرانی از دفاع از ایشان و خالق امثالشان عاجز بوده و برای حمایت از آن ها به صورت جدی، عقلانی و فعال برخورد نكرده، بلكه برخورد منفعل و عاطفی داشته اند. دوست داشتن، آرمان داشتن، خیالاتی بودن، هزاره گرا بودن و... همه این ها با عمل كردن فرق می كند. مبارزات مردم ایران با عقب ماندگی و استبداد و استعمار و استحمار نبردی سطحی بود و همه ناكامی ها را در استبداد خلاصه می كرد. از طرف دیگر، اجتماع با گروه های مخالف و رو در روی این سه نخست وزیر، فعال تر و مؤثرتر و همسازتر عمل كرده است و نشان آن هم تحمل 84 نخست وزیری است كه كم و بیش در خط میرزا آقاخان نوری و حاج میرزا آقاسی ولی با اسامی و اشكال متفاوت بر این مردم حكومت كرده اند. جامعه ایرانی در حالت عادی، افرادی امثال سالارها وآصف الدوله ها و میرزا آقا خان ها را تولید می كرد و اگر استثنائاً و اشتباهاً اشخاصی مثل قائم مقام یا امیركبیر پا به عرصه فعالیت می گذاشتند، این فرهنگ به سرعت رفع اشتباه می كرد و در فاصله یكی دو سال این بزرگان را می كشت كه به راستی این ملت در خور این بزرگان نبود.

قتل ناجوانمردانه امیر تا ابد به صورت لكه ننگی بر دامن تاریخ ایران باقی خواهد ماند.
بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید    در این عشق چو مردید همه، روح پذیرید

بمیرد بمیرید و از این مرگ مترسید  كز این خاك برآیید سماوات پذیرید

بمیریدبمیردوازاین نفس ببرید  كه این نفس چو بنداست و شماهمچواسیرید

یكی تیشه بگیرید پی حفره زندان  چو زندان بشكستید همه شاه و امیرید

بمیرید بمیرید به پیش شه زیبا  بر شاه چو مردید همه شاه و شهیدید

بمیرید بمیرید و از این ابر برآیید  چو زین ابر برآیید همه بدر منیرید

خموشیدخموشیدخموشی دم مرگ است،هم اززندگی است این كه زخاموش نفیرید


بخشی از کتاب نخبه کشی در ایران- دکتر محمد رضا نمازی

دانلود کتاب:downloade16 MB





نوع مطلب : تاریخی،گردشگری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 1398/08/30 02:16 ق.ظ
You actually make it seem so easy with your presentation but I find
this matter to be actually something that I think I would never understand.
It seems too complex and extremely broad for
me. I'm looking forward for your next post,
I'll try to get the hang of it!
دوشنبه 1398/08/27 04:02 ق.ظ
My spouse and I absolutely love your blog and find a lot of your post's to be exactly what I'm looking
for. Would you offer guest writers to write content for you?
I wouldn't mind creating a post or elaborating on most of the subjects you write about here.
Again, awesome website!
جمعه 1398/08/24 11:03 ق.ظ
Admiring the dedication you put into your site and in depth information you present.
It's good to come across a blog every once in a while that isn't the same unwanted rehashed material.
Fantastic read! I've saved your site and I'm including your RSS feeds to my
Google account.
جمعه 1398/08/24 06:03 ق.ظ
Hey I know this is off topic but I was wondering if you knew of any widgets I could add to my blog that automatically tweet my newest twitter updates.
I've been looking for a plug-in like this for quite some time and was hoping maybe you would
have some experience with something like this.
Please let me know if you run into anything. I truly enjoy reading your blog and I look forward
to your new updates.
پنجشنبه 1398/08/23 09:21 ب.ظ
Pretty nice post. I just stumbled upon your blog and wanted to say that I have truly enjoyed browsing your weblog posts.
In any case I will be subscribing in your feed and I am
hoping you write once more very soon!
پنجشنبه 1398/08/23 01:05 ب.ظ
I all the time used to read article in news papers
but now as I am a user of internet therefore from now I am using
net for posts, thanks to web.
دوشنبه 1398/08/20 05:25 ق.ظ
constantly i used to read smaller articles which also clear their motive, and that is also happening with this piece of writing which I am reading here.
دوشنبه 1398/08/6 04:40 ب.ظ
Excellent goods from you, man. I have understand your
stuff previous to and you are just extremely excellent. I actually like
what you have acquired here, certainly like what you're stating and the way in which you say it.
You make it entertaining and you still care for to keep it
sensible. I cant wait to read much more from you.
This is actually a wonderful website.
جمعه 1398/08/3 03:37 ب.ظ
Thank you for the good writeup. It in fact was a amusement account it.
Look advanced to far added agreeable from you! By the way, how can we communicate?
شنبه 1398/07/20 04:54 ب.ظ
Hi! I've been following your weblog for a while now
and finally got the courage to go ahead and give you a shout
out from Houston Tx! Just wanted to say keep up the great job!
چهارشنبه 1398/07/3 04:48 ب.ظ
Good information. Lucky me I ran across your blog by accident (stumbleupon).
I have saved as a favorite for later!
چهارشنبه 1398/07/3 09:20 ق.ظ
Great beat ! I wish to apprentice while you amend your website,
how could i subscribe for a blog web site?
The account aided me a acceptable deal. I had been a little bit acquainted of this your broadcast provided bright
clear concept
چهارشنبه 1398/07/3 07:59 ق.ظ
This post is priceless. How can I find out more?
یکشنبه 1398/06/17 11:57 ب.ظ
Right here is the perfect web site for anyone who wants to understand this topic.
You realize so much its almost tough to argue with you (not that I actually would want to…HaHa).
You certainly put a new spin on a subject that has been discussed for ages.
Great stuff, just excellent!
شنبه 1398/06/16 11:30 ب.ظ
Thanks for sharing your thoughts. I truly appreciate your
efforts and I am waiting for your further post thanks once again.
جمعه 1398/06/15 08:12 ب.ظ
I needed to thank you for this excellent read!! I certainly enjoyed every little bit of it.

I have got you book marked to look at new stuff you post…
چهارشنبه 1398/06/13 10:06 ب.ظ
Definitely imagine that that you stated. Your favourite justification seemed to be on the internet the easiest factor to
keep in mind of. I say to you, I certainly get irked even as people consider worries that they plainly do not recognise about.

You managed to hit the nail upon the top and defined out the whole thing with no need side effect ,
other people can take a signal. Will likely be back to get more.
Thanks
چهارشنبه 1398/06/13 12:55 ق.ظ
Unquestionably believe that which you said.

Your favorite reason seemed to be on the net the simplest thing to be aware of.
I say to you, I definitely get annoyed while people
consider worries that they plainly do not know about.
You managed to hit the nail upon the top as well as defined out
the whole thing without having side-effects , people can take a signal.
Will probably be back to get more. Thanks
سه شنبه 1398/06/12 10:59 ب.ظ
bookmarked!!, I love your web site!
دوشنبه 1398/06/11 08:22 ق.ظ
Hi there are using Wordpress for your blog platform?
I'm new to the blog world but I'm trying to get started and create my own. Do you need
any coding expertise to make your own blog? Any help would be greatly appreciated!
شنبه 1398/06/2 06:36 ب.ظ
Hi, i think that i saw you visited my web site thus i came to “return the favor”.I am trying to find things
to improve my site!I suppose its ok to use a few of
your ideas!!
شنبه 1398/06/2 09:12 ق.ظ
It's nearly impossible to find educated people on this subject, however, you sound like you know what you're talking about!
Thanks
دوشنبه 1398/05/28 12:52 ب.ظ
Highly energetic blog, I enjoyed that a lot. Will there be a part 2?
یکشنبه 1398/05/27 08:43 ب.ظ
What i do not understood is if truth be told how you're no longer
really much more well-favored than you may be now.

You're very intelligent. You understand thus significantly on the subject of this
subject, made me personally consider it from numerous numerous angles.
Its like women and men are not involved unless it's one thing to accomplish with Lady
gaga! Your personal stuffs great. At all times maintain it up!
چهارشنبه 1398/05/23 06:31 ق.ظ
Thankfulness to my father who shared with me regarding this weblog,
this web site is in fact awesome.
پنجشنبه 1398/05/10 04:46 ب.ظ
Unquestionably consider that which you stated.
Your favorite reason seemed to be on the internet the easiest thing to understand of.
I say to you, I definitely get irked while other folks
consider concerns that they plainly don't know about. You managed to hit the nail
upon the highest as well as outlined out the whole thing with
no need side-effects , other folks could take a signal.

Will likely be again to get more. Thank you natalielise pof
چهارشنبه 1398/05/2 01:47 ق.ظ
You actually make it seem so easy with your presentation but I find this topic to be actually something which
I think I would never understand. It seems too complicated
and extremely broad for me. I'm looking forward for your next post, I will try
to get the hang of it! natalielise plenty of fish
یکشنبه 1398/04/30 06:13 ق.ظ
I love your blog.. very nice colors & theme. Did you design this website yourself
or did you hire someone to do it for you? Plz answer back as I'm
looking to design my own blog and would like to find out where u
got this from. thanks a lot
جمعه 1398/04/28 08:24 ب.ظ
With havin so much written content do you ever run into any issues of plagorism or copyright infringement?

My blog has a lot of unique content I've either authored myself
or outsourced but it looks like a lot of it
is popping it up all over the web without my permission. Do
you know any techniques to help stop content from being stolen? I'd
certainly appreciate it.
چهارشنبه 1398/04/26 06:32 ق.ظ
Greetings! Very useful advice within this post! It's the little
changes that make the most important changes.
Many thanks for sharing!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :